اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

91

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

نسبت بخويشتن و فريبكارى او را با خود مىدانست ، و معاويه عمرو بن عاص را فرستاد و دو قرار داد حكميت نوشتند . نوشته اى از على به خط نويسنده اش عبد الله ابن ابى رافع و نوشته اى از معاويه به خط نويسنده اش عمير بن عباد كنانى ، و در مقدم داشتن على يا ناميدن على بامير المؤمنين نزاع كردند ، پس ابو الأعور سلمى گفت : على را مقدم نميداريم . اصحاب على گفتند : نام او را تغيير نميدهيم و او را جز بعنوان امير المؤمنين نمينويسيم . پس ميان ايشان نزاعى سخت در گرفت تا بكتك كارى رسيد . پس اشعث گفت : اين نام را محو كنيد . اشتر به او گفت : به خدا سوگند اى يك چشم كه در نظر گرفتم شمشير خود را از تو آكنده سازم ، چه مردمى را كشته‌ام كه از تو بدتر نبودند و من ميدانم كه تو جز فتنه جويى نظرى ندارى و جز بر محور دنيا و گزيدن آن بر آخرت نمىچرخى . پس چون اختلاف كردند على گفت : الله اكبر ، پيامبر خدا در روز حديبيه براى سهيل بن عمرو نوشت : اين چيزى است كه پيامبر خدا بر آن صلح كرد . پس سهيل گفت : اگر ما دانسته بوديم كه تو پيامبر خدايى با تو نبرد نمىكرديم . پس پيامبر خدا نام خود را با دست خود محو كرد و مرا فرمود تا نوشتم : من محمد بن عبد الله . و گفت : نام من و نام پدرم پيامبرى مرا از ميان نمىبرد ، و پيمبران نيز مانند پيامبر خدا [ نسبت به ] پدران نوشته شده‌اند و نام من و پدرم نيز امارت مرا از ميان نمىبرد . و آنان را فرمود تا نوشتند : من على بن ابى طالب ، و حكم نامه بر هر دو گروه نوشته شد كه بدان خشنود باشند ، بهر چه كتاب خدا آن را واجب شمارد و بر دو حكم در دو نوشته شرط شد كه بانچه در كتاب خداست از آغاز تا بانجامش ، حكم كنند و از آن تجاوز نكنند و در پى هواى نفس و خيانت از آن منحرف نگردند و بر آن دو محكمترين عهدها و پيمانها گرفته شد ، پس اگر آن دو در حكم دادن از كتاب خدا از آغاز تا بانجامش منحرف شدند حكمى براى آن دو نخواهد بود .